اظهار دعوت وهابیت


پس از فراهم ساختن مقدمات كار، شیخ در سال 1143 هجری دعوت خود را با الفاظی مبهم و مختصر برای حلقة یاران مخصوص خود اظهار نموده و سپس دعوت خود را توسعه داد. من نیز عده ای محافظ نیرومند را برای حفظ جان وی در اطرافش گماردم. با گسترش دعوت شیخ، تعداد دشمنانش نیز فزونی می یافت و گاهی هم در اثر فشار دشمن دچار وحشت شده و می خواست از دعوت خود صرف نظر كند ولی من مانع شده و دوباره او را مصمم می ساختم شیخ تعهد نموده بود كه تمامی نقشة شش ماده ای فوق الذكر را اجرا نماید اما بسیار بعید می دانست كه بتواند خانة كعبه را هنگام دسترسی بر آن ویران سازد و نیز قرآن جدیدی منتشر كند. وی از حكومت عثمانی و حكومت مكّه وحشت بسیار داشت و می گفت: در صورتی كه ما این دو امر را اعلام نماییم قطعاً لشگریانی به سوی ما گسیل خواهند داشت كه نخواهیم توانست در برابر ایشان مقاومت نماییم. من نیز با وی موافق بودم چرا كه هنوز موقعیت برای انجام این كار مناسب نبود.
پس از چند سال فعالیت، وزارت مستعمرات توانست محمد بن سعود را به سوی ما متمایل سازد. از آن پس ما وظیفه داشتیم كه زمینه های همكاری را بین محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود فراهم سازیم این برنامه به شدت موجب تقویت ما گردید. ما شهر درعیه را مركز حكومت جدید قرار دادیم. وزارت مستعمرات نیز به طور مخفیانه از حكومت جدید حمایت مالی می نمود حكومت جدید یازده برده خریداری نمود كه در واقع از بهترین افسران وزارت مستعمرات بودند كه زبان عربی را به خوبی فرا گرفته و در زمینة جنگهای صحرایی دوره دیده بودند و من و ایشان در طرح برنامه ها همكاری می كردیم. ما همگی با دخترانی از عشایر ازدواج كردیم و از یكرنگی زن مسلمان با شوهرش شگفت زده شدیم. این گونه ما با عشایر بیش از پیش پیوسته شدیم و اینك پیشرفت كارها هر روز از روز پیش بهتر است و مركزیت ما روز به روز تقویت می شود به گونه ای كه اگر اتفاقی ناگوار و غیرمنتظره روی ندهد، بذرهای پاشیده شده رشد كرده و میوه های مطلوب به بار خواهد نشست .




نوشته شده در تاریخ شنبه 1 شهریور 1393    | توسط: 313 rahro    | طبقه بندی: وهابیت،     |
نظر دهید()