آل سعود و یهود 


در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی، فردی به نام مانع احسایی(جد اول خاندان آل سعود) از قبیله یهودی عنیزه، زمینی را در نجد عربستان به دست آورد كه پس از او نوة پسری اش به نام موسی با جنگ و كشتار و غارت، املاك بسیاری را بر آن افزود. ابراهیم موسی یا ابراهیم موشه پسر موسی نقش مهمی در شكل گیری آل سعود داشت كه نوه اش به نام مقرن سعود، رأس این خاندان به شمار می آید. مردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی، خود را در میان مسلمانان جا زدند، از جمله این كه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار پوند مصری به مدیر كتابخانه های عربستان در سال 1322 هجری قمری، آل سعود و آل عبدالوهاب را به پیامبر اسلام(ص) منسوب كردند. 
ناصر السعید، نویسندة سرشناس عربستانی نیز در كتاب < تاریخ آل سعود > كه در دهة هفتاد میلادی به رشتة تحریر در آمد می نویسد : < نام جد یهودی آل سعود كه مسلمان شد، مردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود > وی همچنین مینویسد : < پدر بزرگ محمدبن عبدالوهاب یك یهودی به نام شولمان قرقوزی بود كه از تركیه به حجاز مهاجرت كرده بود > < الیاس بن مقرن الیاهو، خاخام یهودیان نجران با شاه سعودی هم عصرش، عبدالعزیز بن عبدالرحمن هم تبار بوده و نسل هر دو به مقرن بن مردخای می رسد . > یهودی بودن شاخه ای از فرزندان مردخای نشان می دهد كه اسلام آوردن او ظاهری بوده است. برخی از قصاید عربی سروده شده در شبه جزیرة عربستان كه از دو سه سدة گذشته تا به امروز باقی مانده اند نیز به یهودی بودن آل سعود اشاره دارند. یكی از افرادی كه به این نسب در اشعار خود اشاره میكند، شاعر معروف نجدی، حمیدان الشویعر(متوفای 1180 ه. ق.) است كه اشعار وطن دوستانه اش بسیار معروف است. السعید با بررسی شجره نامة آل سعود اثبات می كند كه اصل این خاندان به یهودیان سرزمین حجاز و مدینه باز می گردد. وی در ادامه، چگونگی حمایت یهودیان از جنبش محمدبن عبدالوهاب را شرح می دهد. وی سپس مراحل قرار گرفتن رهبری دینی در دست محمدبن عبدالوهاب و در كنار آن، واگذاری رهبری سیاسی عربستان سعودی به آل سعود كه توسط یهودیان طراحی و اجرا شد را توضیح می دهد. ملك فیصل، شاهزادة سعودی در فصلی از كتاب خاطراتش می نویسد : < ما و یهود پسر عمو هستیم لذا راضی نشدیم آن گونه كه برخی می خواستند آنها را در دریا غرق كنیم بلكه می خواهیم با آنها در فضای صلح و امنیت زندگی كنیم > ناصر السعید در كتاب خود همچنین به ارتباط محرمانه و نزدیك آل سعود و بن گوریون، بنیانگذار رژیم اسرائیل اشاره می كند. وی می نویسد : < عبدالعزیز بن عبدالرحمن(بنیانگذار دورة جدید سلطنت آل سعود) در سال 1915 به سرپِرسی كاكس نمایندة انگلستان در خاورمیانه كتبا تعهد داده است كه خاك فلسطین را به یهودیان می بخشد > در این سند كه برای اولین بار در مجله كویتی العربی در شوال سال 1329 موافق با 1972 میلادی منتشر شده، سلطان عبدالعزیز می نویسد : < من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل الفیصل آل سعود هزاران بار نزد سر پرسی كوكس نماینده بریتانیا اقرار و اعتراف كرده ام كه مخالفتی با دادن فلسطین به یهودیان بینوا یا حتی غیر یهودیان ندارم و در این باره هیچ گاه از فرمان آنها تا قیام قیامت تخطی نخواهم كرد > 


وایزمن، یكی از دیگر بنیانگذاران رژیم اسرائیل از قول چرچیل می گوید : < نخستین طرح بریتانیا تأسیس موجودیت سعودی و دومین طرح تشكیل و تأسیس موجودیت صهیونیستی به وسیلة بریتانیاست > حاكمیت آل سعود و وهابیون در سرزمین وحی كه زمینه هایش از دو قرن پیش توسط هامفری و عبدالوهاب چیده شده بود ، در بحبوحة جنگ جهانی اول توسط توماس ادوارد لارنس، جاسوس نظامی ارتش انگلیس عملی گردید. لارنس همراهی فیصل(از سركردگان آل سعود) را جذب كرده و او را وادار به همكاری با ژنرال ادموند آلنبی، فرمانده نیروهای انگلیسی در خاورمیانه در هدایت شورش عرب ها علیه ترك های عثمانی با وعدة برپایی امپراتوری عرب نمود. اسناد منتشرة وزارت امور خارجة انگلیس در سال 2000 نشان می دهد كه لارنس عامل شبكه جاسوسی صهیونیزم بین المللی بوده است. در این اسناد آمده كه رونالد استورس یهودی، لارنس را با شبكة جاسوسی نیلی به ریاست آرونسون مرتبط كرد كه در تاریخ معاصر از معروف ترین شبكه های صهیونیستی به شمار آمده است. سر مارتین گیلبرت، مورخ یهودی انگلیسی تبار و كارشناس معروف در خصوص مسائل اسرائیل در گفتگو با روزنامه جروزلم پست می گوید: بررسی برخی یادداشت های لارنس كه در مركز اسناد و اوراق ملّی انگلیس موجود است نشان می دهد او از خواست صهیونیست ها حمایت می كرده است. به طور مثال لارنس كه در سال 1920 برای وینستون چرچیل كار می كرد به وضوح اعلام داشت كه باید اراضی فلسطینی از كرانه های دریای مدیترانه تا رود اردن تحت عنوان سرزمین ملّی یهودیان به رسمیت شناخته شود. وینستون چرچیل در سال 1945 پس از كنفرانس یالته با عبدالعزی 058 ز ملاقات نمود و به او گفت < برای من شرافت بزرگ و سرور فوق سرور است كه كه با مردی ملاقات نموده ام كه حق بزرگی بر گردن من دارد. او دوست صدیقی در گرفتاری ها و سختی هاست و اگر او نبود، یهود به كمترین حق خود نمی رسید > 
عبدالعزیز كه از سال 1902 تا 1953 حكومت را در دست داشت زمانی به سنت جان فیلبی، رابط وزارت امور خارجة بریتانیا گفته بود كه او مسیحیان را برتر از مسلمانان غیر وهابی می داند. او توضیح داده بود كه مسیحیان بر اساس دین خود عمل می كنند، اما مسلمانانی كه از استنباط وهابیان دربارة توحید پیروی نمی كنند به گناه شرك آلوده اند .




نوشته شده در تاریخ شنبه 1 شهریور 1393    | توسط: 313 rahro    | طبقه بندی: وهابیت،     |
نظر دهید()